محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2129

مرآة البلدان ( فارسى )

كه ضحاك همان نمرود است . طايفهء ديگر گويند نمرود از عمال ضحاك است كه بسيارى از اعمال ضحاك مفوض به نمرود بوده . حرفهاى ديگر هم هست كه ما را از مقصود بازمىدارد . انتهى . فردوسى عليه الرحمه در شاهنامه گويد : چو جمشيد را بخت شد كندرو * به تنگ آوريدش جهاندار نو برفت و به دو داد تخت و كلاه * بزرگى و ديهيم و گنج و سپاه نهان گشت و گيتى برو شد سياه * سپردش به ضحاك تخت و كلاه چو صد سالش اندر جهان كس نديد * ز چشم همه مردمان ناپديد صدم سال روزى به درياى چين * پديد آمد آن شاه ناپاك دين چو ضحاكش آورد ناگه به چنگ * يكايك زمانى ندادش درنگ به اره مر او را به دو نيم كرد * جهان را ازو پاك و بىبيم كرد علىاىحال غلبهء ضحاك به ايران به زعم مورخين عجم مطابق است با فتوحات و غلبهء نينوس به مدى كه مملكت عجم در آن‌وقت عبارت از آنجا بود و هزار سال سلطنتى كه مورخين عرب و عجم به ضحاك نسبت مىدهند مطابق است با هشتصد يا هزار يا هزار و سيصد سال كه مورخين يونانى ايران را جزء ممالك متصرفهء سلاطين آسيرى مىدانند . پس ضحاك يك نفر نبوده بلكه اشخاص چند كه متواليا متقلد اين سلطنت بوده‌اند همه ضحاك ناميده شده‌اند . و لفظ ضحاك معرب ده آك است و آك به معنى عيب و آفت هر دو آمده يعنى آفت ده مائه و قرن . خلاصه بعد از آن‌كه نينوس پادشاه آسيرى بر پادشاه مدى غلبه كرد و اين مملكت را متصرف شد ، اغلب بلاد آسيا نيز به حيطهء تصرف او درآمد . به عبارت اخرى از نيل تا مصر تا تانائى كه عبارت از رود دن حاليه باشد وى را مسلم گرديد و در اين ممالك وسيعه علم فرمانروائى برافراشت . و بعد از